پایگاه علمی, تفریحی, سرگرمی و آموزشی — عاشقانه

  • ads right
    • تعداد مطالب: 4229
    • تعداد نظرات: 1820
    • افراد آنلاين: 14
    • ورودی گوگل امروز: 127
    • بازديد امروز: 1772
    • بازديد ديروز: 6516
    • بازديد هفته: 4272
    • بازديد ماه: 2300
    • بازديد کل: 98202
    • امروز: ۱۳۸۹/۰۶/۱۲
    • -->
  • ads left
    عمیق ترین درد در زندگی
    iconبازدید: 164 بازدید iconدسته: عاشقانه


    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
    بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
    بلکه گذاشتن سدي در برابر رودي است که از چشمانت جاري است.

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
    بلکه پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
    بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به آن ها تکيه کني و از غم زندگي برايش اشک بريزي .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
    بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدائي به سرانجام رساني .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
    بلکه نداشتن يک همراه واقعي است که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
    بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست،
    بلکه يخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    فکر تو …
    iconبازدید: 91 بازدید iconدسته: عاشقانه

    انديشه كنان از خودم ميپرسم

    بعدِ من چه كسي نامت را صدا خواهد كرد؟

    چه كسي بغضِ تو را ميفهمد؟

    چه كسي با خنده ي خود

    به تو جان ميبخشد؟

    با خودم ميگويم بعدِمرگم چه كسي با تو سخن ميگويد؟

    چه كسي راز ِ دل ِتنگِ تو را ميداند؟

    آن زمان كه هوايِ چشمانِ قشنگت ابريست

    بر دامن ِ کدامين صحرا خواهي باريد؟

    من نباشم چه كسي همدم ِشب هايِ بلندت باشد؟

    چه كسي شب همه شب بر سرِسجاده دعا خواهد كرد

    تا كه سالم باشي؟

    چه كسي نذر ِخود به كبوترهاي رضا

    بابت رفع ِبلا از سرِ تو ادا خواهد كرد؟

    چه كسي قولِ وفا خواهدد داد؟

    چه کسي از تو تو را خواهد خواست؟

    چه كسي لايقِ دنياي من است؟


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    حرفهای عاشقانه – جدید
    iconبازدید: 1,581 بازدید iconدسته: اس ام اس های جدید, عاشقانه


    نه بی شرمم

    نه گستاخ!

    تنها می خواستم

    دروغ نباشم!

    در نگاه تو

    در عشق يک سوی تو

    در دوست داشتن بی سوی من…

    هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

    وقتی تو نیستی
    چقدر دل تنگ می شوم گاهی.
    خیلی زیاد.
    و این دلتنگی می بردم تا ترس.
    یک ترس دائمی که نکند این دلتنگی ها همیشگی بشود

    به یاد آرزوهایم
    سکوتی میکنم بالاتر از فریاد…

    تا چشم ها را بستم
    آرزویم تو شدی
    فكر رفتن كردم
    سمت و سویم تو شدی
    تا كه لب وا كردم
    گفتگویم تو شدی
    در میان سكوت شبهایم
    جستجویم تو شدی
    زیر باران پر احساس خیال
    شستشویم تو شدی
    هركجا بودم من
    پیش رویم تو شدی…
    نازنین در تمام قصه های من
    هیچ كس جز تو نبود
    همه اویم تو شدی

    وقتي تو نيستي دلم مي گيره انگار اصلا دنيا وجود نداره دلم مي خواست الان بودي هميشه بودي اينجا کنارم تا هميشه زندگي من باش تا ابد هميشه جاويد قلب من مال توست تا خون در رگهايم جاريست قسم مي خورم هميشه همه جا عاشق بي نشانت مي مانم تا وقتي دنيا هست تا وقتي دنيا نيست


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    جملات عاشقانه از زبان دکتر علی شریعتی
    iconبازدید: 2,515 بازدید iconدسته: اس ام اس های جدید, عاشقانه

    من چیستم؟
    لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
    که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
    در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

    Man chistam?
    Labkhande por malamate payizi ghoroob dar jostejooye shab
    Ke yek shabnam fetade be chang shab hayat , gomnamo bi neshan
    Dar arezooye sarzadane aftabe marg

    ———————————-

    چه امید بندم در این زندگانی
    که در نا امیدی سر آمد جوانی
    سرآمد جوانی و ما را نیامد
    پیام وفایی از این زندگانی

    Che omid bandam dar in zendegani
    ke dar na omidisar amad javani
    Sar amad javani va mara nayamad
    payame vafayi az in zendegani

    ———————————-

    عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد

    Eshgh tanha kare bi cheraye alam ast , che , afarinesh bedan payan migirad

    ———————————-

    آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
    که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟
    چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب

    Aya dar in donya kasi hast befahmad
    ke dar in lahze che mikesham? che hali daram?
    Cheghadr zende naboodan khoob ast , khoob khoob khoob

    ———————————-

    هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
    هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
    و هنگامی تشنه آتش شدم،
    که در برابرم دریا بود و دربا و دریا …!

    Hengami dastam ra deraz kardam ke dasti nabood
    Hengami lab be zemzeme goshoodam ke mokhatabi nadashtam
    va hengami teshneye atash shodam ,
    Ke dar barabaram darya boodo darya va darya darya …!g

    ———————————-

    از دیده به جاش اشک خون می آید
    دل خون شده ، از دیده برون می آید
    دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
    می دید که آهنگ جنون می آید

    Az dide be jaye ashk khoon miayad
    Del khoon shode , az dide boroon mi ayad
    Del khoon shod az in ghe

    ———————————-

    حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفت دارد

    Harf hayi hast baraye nagoftan va arzesh amighe har kasi be andazeye harfhayi ast ke baraye nagoftam darad

    ———————————-

    چو کس با زبان دلم آشنا نیست
    چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
    چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
    که از یاد یاران فراموش باشم

    Cho kas ba zabe delam ashena nist
    Che behtar ke az shekve khamoosh basham
    cho yari mara nist hamdard , behtar
    ke az yade yaran faramoosh basham

    ———————————-

    دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
    آدمی را همواره در پی گم شده اش،
    ملتهبانه به هر سو می کشاند

    Deli ke eshgh nadarad ve be eshgh niyaz darad,
    Adami ra hamvare dar paye gomshode ash,
    Moltahebane be har soo mikeshanad

    ———————————-

    مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد

    Mehrabani jade e ast ke harche pishtar miravand , khatarnaktar migardad


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    من یک عاشقم ( خواندنی )
    iconبازدید: 144 بازدید iconدسته: سرگرمی و تفریحی, عاشقانه

    اگر عاشق نيستی پس كه هستي؟؟ لااقل عاشق خودت باش…
    خيلی زيبا بود. زيباييش در همان لحظه اول تمام وجودم را تسخير كرد.آن قدر زيبا بود كه دلم نمی خواست حتی لحظه ای چشم از چشم هايش بردارم.چشم هايش آيينه زندگی بود.سرشار از صداقت و يكرنگي.
    احساس می كردم كه او لياقت به دست آوردن همه چيز را دارد. احساس می كردم تمام دنيا و كائنات فقط به خاطر او در گردش و تكاپو هستند.
    روح بزرگ و خدايی اش آنقدر زيبا و خواستنی بود كه نه تنها من بلكه همه اطرافيان را به سوی خويش جذب می كرد.فقط كافی بود لبخند بزند.
    اگر به خودش ايمان پيدا می كرد می توانست حتی كوه ها را هم جابه جا كند.در مقابل ايمان و اراده او هر كاری شدنی بود.همه جنبه های او برايم دوست داشتنی بود.آنقدر در كنار او بودن برايم لذت بخش بود كه تمام غصه هايم را فراموش می كردم.در مقابل روح ملكوتی او حتی غم ها و غصه های بزرگ هم می توانست مثل يك امتحان ساده زندگی باشد.اصلا ارزش او بيش از آن بود كه لحظه هايش را با ناراحتی های عادی روزمره ام غم انگيز كنم.
    آغوش گرم و مهربان او می توانست پناه همه اطرافيانش باشد.روح يگانه و خلاق و بی انتهای او در قالب جسمی دوست داشتنی در اين دنيا نمايان شده بود.
    و اين فرشته زمينی تمام وجودم را از عشق لبريز كرد و از آن زمان به بعد هر زمان كه او را می بينم بر لبانم ‹‹ فتبارك الله احسن الخالقين›› جاری می شود. به نظر من او ارزشمندترين كسی است كه هر روز در آيينه نصب شده به ديوار اتاقم می بينم.
    آخر من عاشق كسی هستم كه هر موقع در آيينه نگاه می كنـــــم با چشم هايش به من سلام می كند.
    دوستت دارم ای فرشته زميني


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    تفاوت عشق و هوس [ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج ]
    iconبازدید: 1,222 بازدید iconدسته: آرشيو مسايل جنسي, عاشقانه, مجله خانواده

    1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
    - ( من) دوستت دارم
    - ( من) برات می میرم

    - (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
    - ( من ) همیشه به فکر توام
    -( من) را فراموش نکن
    - ( من ) از تو رنجیدم
    در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
    جمله معشوق است و عاشق پرده ای
    زنده معشوق است و عاشق مرده ای
    2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
    هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[1] عشق
    دو جهان یک دانه پیش نَولِ[2] عشق
    دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟
    کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟

    3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
    آنکه او بسته غم و خنده بود
    او بدین دو عاریت زنده بود
    باغ سبز عشق، کو بی منتهاست
    جز غم و شادی درو بس میوه هاست
    عاشقی زین هر دو حالت، برترست
    بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست
    در نگنجد عشق در گفت و شنید
    عشق، دریایی ست قعرش ناپدید.

    4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
    بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
    در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
    از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
    خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
    اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و …، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ….آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و … را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
    احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.

    5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
    عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد
    عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود

    6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و … ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
    هر که را جامه ز عشقی چاک شد
    او ز حرص و جمله عیبی پاک شد
    شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما
    ای طبیبِ جمله علت هایِ ما
    ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما
    ای تو افلاطون و جالینوس ما
    جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد
    کوه، در رقص آمد و چالاک شد

    7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.
    یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و …، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.

    8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و …، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    کودکی
    iconبازدید: 82 بازدید iconدسته: سرگرمی و تفریحی, عاشقانه

    وقتی بزرگ میشوی ، دیگر خجالت میکشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده هایی که آوازهای نقره ای میخوانند ، دست تکان بدهی

    خجالت میکشی دلت شوربزند برای جوجه قمریهایی که مادرشان برنگشته

    فکرمیکنی آبرویت میرود اگر یک روز مردم ــ همانهایی که خیلی بزرگ شده اند ــ دلشوره های قلبت را ببینند و بتو بخندند

    وقتی بزرگ میشوی ، دیگر نمیترسی که نکند فردا صبح خورشید نیاید ، حتی دلت نمیخواهد پشت کوهها سرک بکشی و خانه خورشید را از نزدیک ببینی

    دیگر دعا نمیکنی برای آسمان که دلش گرفته ، حتی آرزو نمیکنی کاش قدت میرسید و اشکهای آسمان را پاک میکردی !

    وقتی بزرگ میشوی ، قدت کوتاه میشود ،آسمان بالا میرود و تودیگر دستت به ابرها نمیرسد، و برایت مهم نیست که توی کوچه پس کوچه های پشت ابرها ستاره ها چه بازی میکنند

    آنها آنقدر دورند که حتی لبخندشان را هم نمی بینی ، وماه ـ همبازی قدیم توـ آنقدر کمرنگ میشود که اگر تمام شب راهم دنبالش بگردی ، پیدایش نمیکنی !

    وقتی بزرگ میشوی ، دور قلبت سیم خاردار میکشی وتمام پروانه ها را بیرون میکنی وهمراه بزرگترهای دیگر در مراسم تدفین درختها شرکت میکنی
    وفاتحه تمام آوازها وپرنده ها را می خوانی !

    ویک روز یادت می افتد که سالهاست تو چشمانت را گم کرده ای ودستانت را در کوچه های کودکی جا گذاشته ای !

    آنروز دیگر خیلی دیر شده است ….
    فردای آنروز تو را به خاک میدهند
    و میگویند :
    خیلی بزرگ شده بود.


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    حرفهای عاشقانه ۱
    iconبازدید: 160 بازدید iconدسته: اس ام اس های جدید, عاشقانه

    فاصله ي غريبي است …

    بي حد …

    و تنهايي گاهي معنا پيدا مي كند

    زمانيكه خيره به نقطه اي ايستاده اي در غروب

    کاش می شد عشق را به انسان آموخت

    اما اي دريغ كه چشيدني است …

    و عشق را می توان چشید

    به راحتی می توان عاشق گشت

    اما هرگاه عشق به دوست داشتن بدل گشت

    عشق باقی خواهد ماند

    باران می خواهم

    بی هیچ تحمل

    هوا می خواهم

    بی هیچ کتمان

    در این هوای بارانی

    تو را می خواهم

    بی هیچ تحمل کتمان

    چه بغض بسته ای ست تمنا

    در این زمین کویری ترک خورده

    چه جان خسته ای ست در من

    در این بی کرانه ابری

    در هفت شهر عشق تو را جستجو كردم
    ‏ براي شنيدن صداي قلبت از آسمانها عبور كردم


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    درمغز عاشق چه می‌گذرد؟ + تست عاشقی
    iconبازدید: 199 بازدید iconدسته: عاشقانه

     

    شور عشق (یا همان عشق رمانتیک) احساسی موقت، زودگذر و غیرقابل اعتماد است. شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول می‌کند و خواب و خوراکمان را می‌گیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست.


    شور عشق؛ استارت یا سوخت
    شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول می‌کند و خواب و خوراکمان را می‌گیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛ یعنی این قبیل عواطف مثل استارت ماشین عمل می‌کنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده که آدم را به حرکت درآورد. ولی ما نمی‌توانیم فقط با استارت‌زدن و باک ِ بدون بنزین حرکت کنیم.

    شواهد زیادی هم برای اثبات این نکته وجود دارد- مثلاً پژوهشگری به نام آرون تعداد زیادی از افرادی را که دچار عشق حاد و آتشین بودند زیر دستگاهی که از کارکرد مغز عکس می‌گیرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فکر کنند و عکس آنها را نشانشان داد.

     

    کارکرد مغزی این افراد نشان داد که هنگام فکر کردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هایی فعال می‌شود که مربوط به «پاداش فوری» است- همان قسمت‌هایی که اگر گرسنه باشیم و غذا بخوریم فعال می‌شود؛ یا در افراد معتاد به کوکائین، همان قسمتی که بعد از مصرف ماده‌ی مخدر به فعالیت می‌افتد. این قسمت‌های مغز، تشکر فوری را اعلام می‌کنند، و یک چیز فوری طبعاً دوام زیادی هم ندارد. در حالی که مغز، قسمت‌های دیگری هم دارد که مربوط به پاداش‌های طولانی‌مدت است.

    دو پژوهشگر دیگر به اسم‌های بارتل و ذکی آمدند همین کار را روی کسانی کردند که عشقشان تداوم پیدا کرده بود و به اصطلاح عشق رفیقانه داشتند- همان نوع عشقی که شور و هیجانش از بین رفته اما صمیمیتش مانده و با مرور زمان، بیشتر هم شده است.

     

    عکس کارکرد مغز این افراد نشان داد که فکرکردن به عشقشان قسمت‌هایی از مغز آنها را فعال می‌کند که مربوط به «پاداش‌های بلندمدت» است- همان قسمت‌هایی که وقتی شما به شغل مورد علاقه‌تان فکر می‌کنید یا موسیقی مورد علاقه‌تان را گوش می‌کنید، یا در لحظات آرامش مذهبی، در ذهنتان فعال می شود.

    نتیجه‌ی این پژوهش‌ها نشان می‌دهد چون پاداش فوری همیشه تاییدکننده‌ی چیزهایی است که قابل اتکا نیستند، عشق رمانتیک هم که دستمایه‌ی شعر و غزل و رمان و فیلم‌های زیادی شده است و چیز قشنگی هم هست قابل اتکا نیست. در عوض، عشق رفیقانه قابل اعتماد، اصیل و ماندگار است.
     

    بعضی اقوام اصلاً نمی‌دانند عشق چیست؟
    عشق رمانتیک نه تنها کوتاه‌مدت و غیرقابل اتکاست که حتی اصیل هم نیست. یعنی این طور نیست که جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروریات زندگی محسوب شود. به نظر شما آیا در بین همه‌ی اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ یعنی مردم ِ همه‌ی جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتیک را به این مفهومی که ما می‌شناسیم می‌شناسند؟

    دو پژوهشگر به نام‌های یانکویچ و فیشر، ۱۶۶ فرهنگ و قومیت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبیات و هنرشان بررسی کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که در ۱۴۷ فرهنگ، عشق رمانتیک وجود دارد؛ اما در ۱۹ قومیت، هیچ شواهدی از این عشق در میان نیست؛ یعنی در فرهنگ، ادبیات، شعر و هنرشان هیچ اشاره‌ای به این شور عاشقانه نشده است؛ اما تشکیل خانواده می‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و برای آنها فداکاری هم می‌کنند.

     

    یعنی آن رمانتیسیسم که در ادبیات غربی و در ادبیات ایرانی خودمان هم می‌بینیم در آن فرهنگ‌ها معنایی ندارد. پس عشق رمانتیک چیزی نیست که بگوییم لازمه‌ی هر زندگی است؛ بلکه همان موتور محرک اولیه است. ۱۹ قومیت از این موتور استفاده نمی‌کنند و ماشینشان بدون این استارت هم روشن می‌شوند.

    در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیده‌اند که «شما دوست دارید عشق رمانتیک مبنای ازدواجتان باشد یا نه؟» ۹۰ درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. یعنی گفته‌اند «دوست داریم این احساسات را تجربه کنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیده‌اند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» ۳۳ درصد مردان و ۷۵ درصد زنان گفته‌اند در نهایت با فردی ازدواج کرده‌اند که عاشقش نیستند و رابطه‌ی رمانتیکی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند که «عشق» نه شرط کافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم.


    عشق نوعی بیماری است؟!
    برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمرکز شده‌اند که «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یک بیماری پاتولوژیک است یا نه؟» و جالب است بدانید روان‌شناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده کرده‌اند.

     

    در این بیماری، افکار خاصی به ذهن هجوم می‌آورد که فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افکار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی می‌کند که اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی می‌شود. مثلا کسی عادت دارد هر شب ۱۰ بار دست‌هایش را بشوید و اگر ۸ بار این کار را انجام بدهد درونش منقلب می‌شود و نمی‌تواند آسوده بخوابد.

    عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، که از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یک ناقل خاص در سلول‌های پلاکت خون بیمار افزایش پیدا می‌کند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که آنها هم درست همین حالت را دارند.


    پس عشق یک حالت وسواس اجباری ایجاد می‌کند که در آن فرد عاشق دچار افکار و عادت‌های خاصی می‌شود که نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فکر کردن مداوم به او که عملکرد عادی ذهنش را مختل می‌کند.


    هوش عاطفی‌ات را بالا ببر
    با تمام این حرف‌ها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیده‌اند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریه‌ای شکل گرفت که اگر برخی شباهت‌های اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود می‌آید که می‌تواند ازدواج موفق را تضمین کند.


    اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمی‌افتد. آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارائه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق می‌افتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهت‌هایی به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغییر کرده‌اند.

    پس خیلی وقت‌ها مشکل اینجاست که آدم‌ها تغییر می‌کنند؛ اما با هم تغییر نمی‌کنند: در دو مسیر یا با سرعت‌های متفاوتی تغییر می‌کنند. پس حالا این سوال به وجود می‌آید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز می‌تواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوج‌ها را تضمین کند؟»

    پژوهش‌های زیادی نشان داده‌اند که هوش عاطفی یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک می‌کند به احساساتمان آگاه باشیم. بتوانیم عواطف‌مان را خوب بیان کنیم. آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم. ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.

    هوش عاطفی به ما کمک می‌کند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان می‌شویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مساله‌ای معمولی حلش کنیم. این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل می‌گیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدی‌ترین نقش را دارد.


    اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند می‌توانند بفهمند که چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا زندگی‌شان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر شود.
     
    چه قدرعاشق هستید؟
    عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ می‌دهد. برای خیلی از روان‌شناس‌ها مطالعه این پدیده جالب است. بعضی‌ها مانند استرنبرگ حتی نظریه‌ای علمی ‌درباره عشق دارند.

     

    استرنبرگ معتقد است که یک عشق کامل سه جنبه دارد.


    اولین جنبه، وفاداری به معشوق است، دومی، ‌احساس صمیمیت نسبت به او و سومی، ‌داشتن میل جنسی به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اینها که وجود نداشته باشد، یک جای کار دارد می‌لنگد. پرسشنامه زیر خیلی به جزییات عشق کاری ندارد و می‌خواهد به طور کلی بگوید که آیا شما عاشق هستید یا نه؟

     

    این تست در دانشگاه نورس ایسترن بوستون تهیه شده است و خوب، معلوم است که بیشتر برای دانشجوها کاربرد دارد. 


    چگونه از این تست استفاده کنیم؟
    عبارات زیر را بخوانید. معشوق‌تان را تصور کنید و نام معشوق‌تان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد ۷، اگر نسبتا موافق بودید، عدد ۶، اگر کمی‌ موافق بودید عدد ۵، اگر عبارت را هم درست می‌دانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید)، عدد ۴، اگر با آن کمی ‌مخالف بودید، عدد ۳، اگر نسبتا مخالف بودید، عدد ۲ و اگر به‌طور کامل مخالف بودید عدد ۱ را جلو عبارت بنویسید.


    ۱) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم. ؟
    ۲) او را خیلی جذاب می‌دانم. ؟
    ۳) او نسبت به بیشتر مردم، عیب‌های کمتری دارد. ؟
    ۴) برای او هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهم. ؟
    ۵) به نظر من، او خیلی دلربا است. ؟
    ۶) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم. ؟
    ۷) وقتی با هم کاری را انجام می‌دهیم، کار برایم خیلی خوشایند است. ؟
     8)دوست دارم که او حتما مال من باشد. ؟
    ۹) اگر اتفاقی برای او بیفتد؛ خیلی ناراحت می‌شوم. ؟
    1۰) خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم. ؟
    ۱۱) خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ؟
    ۱۲) وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم. ؟
    ۱۳) برایم دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم. ؟
    ۱۴) خیلی به او علاقه دارم. ؟


    راهنمای نمره‌گذاری:

    حالا عددهایی را که جلوی هر عبارت گذاشته‌اید، با هم جمع بزنید.


    * شمایی که بالای ۸۹ نمره آورده‌اید، وضع‌تان خراب است. شما بدجوری عاشق شده‌اید و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌اید، در عشق‌تان هیچ شکی نمی‌توان کرد.


    * اگر نمره‌تان حول و حوش ۷۸ تا ۸۸ می‌چرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است که در بالای قله عشق بایستید.


    * اما اگر نمره‌تان بین ۶۸ تا ۷۷ باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشق‌اید.


    * کسانی که از ۶۸ پایین‌تر آورده‌اند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند.


    * کسانی که از ۵۸ پایین‌ترند، به‌ هیچ‌وجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا کنند و یا اسم احساسات رقیق‌شان را نگذارند عشق.


    icon برای دانلود اینجا کلیک کنید نمايش اين مطالب در سايت منبع
    سایر صفحات سایت